95/1/8
تعداد نظرات:0
09:25
شماره مطلب:1395189078
-A A +A
اموري كه سبب مي‌شوند انسان از آخرت غفلت ورزد

اموري كه سبب مي‌شوند انسان از آخرت غفلت ورزد

اموري كه سبب مي‌شوند انسان از آخرت غفلت ورزد گذشته از شبهات اعتقادي و پندارهاي باطل فكري عبارت است از: 1ـ رفاه‌طلبي و اسراف و إتراف. 2ـ دل بستن به خوشي و خوش‌گذراني‌هاي زودگذر، سرگرمي‌ها، عيش و نوش و هوسراني. 3ـ ثروت اندوزي‌هاي بي ‌حدّ و مرز . 4ـ دشواري راه و خستگي انسان و ... . به طور كلّي مي‌توان گفت هم سختي، و هم خوشي سرگرم كننده، دنياطلبي و ثروت اندوزي‌هاي بي‌حدّ و مرز، گمراه كننده و بازدارنده از ياد قيامت است. يكي از نمونه‌هاي بارز دنياطلبي و غرور، جريان قارون است. خداوند مي‌فرمايد: قارون يكي از ثروتمندان قوم موسي (عليه‌السلام) بود. ما امكانات و ثروت كلان به او داديم (و بدين وسيله او را آزموديم). به او گفته شد: به مال و ثروت خود مغرور مباش كه خدا هرگز مردم پرغرور و نشاط را دوست نمي‌دارد؛ "و ابتغ فيما اتيك الله الدّار الاخرة و لا تنسَ نصيبك من الدنيا"(1)؛ و بكوش با آنچه خدا به تو عطا فرموده ثواب و سعادت دار آخرت را تحصيل كني (به ياد قيامت باش)، ليكن بهره‌ات از دنيا را هم فراموش مكن . اما قارون فقط به زينت و تجمّل دنيوي توجه داشت. دنياجويان نيز آرزوي مال و ثروت همانند او را داشتند. اما غفلت از ياد قيامت سبب خسف او شد: "فخسفنا به و بداره الأرض فما كان له مِن فِئةٍ ينصرونه من دون الله و ما كان من المنتصرين"(2)؛ پس از اندك زماني او را با خانه‌اش به زمين فرو برديم و هيچ كس جز خدا نتوانست او را ياري كند و خود او نيز هيچگونه كمك دريافت نكرد. ما خانه‌‌ آخرت را براي آنان كه در زمين اراده‌‌ علوّ، فساد و سركشي ندارند مخصوص مي‌گردانيم. سراي زنده و جاويد ويژه كساني است كه فخرفروش، مستكبر، تجمّل‌پرست، دنيازده، خوشگذران و عيّاش نباشند. قرآن در مقام نتيجه‌گيري مي‌فرمايد: "تلك الدّار الاخرة نجعلها للّذين لا يريدون عُلوّاً في الأرض و لا فساداً و العاقبة للمتّقين"(3)؛ ما خانه‌‌ آخرت را براي آنان كه در زمين اراده‌‌ علوّ، فساد و سركشي ندارند مخصوص مي‌گردانيم. سراي زنده و جاويد ويژه كساني است كه فخرفروش، مستكبر، تجمّل‌پرست، دنيازده، خوشگذران و عيّاش نباشند. قارون با كردار خود سبب شد تا عدّه‌اي مقام و دارايي او را آرزو كنند و همچون او سرگرم زينت و زيور گردند. يكي از اشتباهات بزرگ بشر اين است كه بر اثر انكار معاد و نفي روز حساب، مي‌انگارد تبهكاران و شايستگان يكسانند: "أم حسب الّذين اجترحوا السّيّئات أن نجعلهم كالّذين امنوا و عملوا الصّالحات سواء محياهم و مماتهم ساء ما يَحكمون"(4)؛ آيا آنان كه مرتكب اعمال زشت و تبهكاري شدند گمان كردند آنان را مانند كساني كه به خدا ايمان آورده و نيكوكار شدند يكسان قرار مي‌دهيم تا در مرگ و زندگي هم يكسان باشند؟ هرگز چنين نيست و داوري باطل و جاهلانه است. سرّ اين يكسان‌انگاري آن است كه اگر حيات بعد از مرگ يعني معاد نباشد و همگان با مردن از بين بروند و معدوم گردند، يكسان خواهند بود؛ زيرا اشيا يا اشخاص معدوم، هيچ امتيازي با هم ندارند و پرهيزكار و تبهكار، مساوي هم خواهند بود. يكي از اشتباهات بزرگ بشر اين است كه بر اثر انكار معاد و نفي روز حساب، مي‌انگارد تبهكاران و شايستگان يكسانند اين دسته يعني منكران معاد پيرو خواسته‌هاي نفساني بوده و در واقع پروردگارشان هواست: "أفرءيت من اتّخذ إلهه هواه"(5)؛ اي رسول ما مي‌نگري آن را كه هواي نفسش را خداي خود قرار داده است؟ منطق اين گروه چنين است: "و قالوا ما هي إلّا حياتنا الدّنيا نموت و نحيا و ما يهلكنا إلّا الدّهر و ما لهم بذلك مِن علم إنْ هم إلّا يظنّون"(6)؛ گفتند: زندگي ما جز همين دنيا و حيات طبيعت نيست و كسي ما را نمي‌ميراند و حشر و نشر و قيامتي نخواهد بود. اين سخن را نه از روي علم و دليل، بلكه از روي وهم و خيال مي‌گويند. منطق ماديين زمان ما نيز همين است؛ چون نديدند مرده‌اي زنده شود، مي‌‌پندارند معاد و قيامت وجود ندارد. دليل آنان اين است كه اگر معادي وجود دارد نياكان ما را زنده كنيد: "ما كان حجّتهم إلّا أن قالوا ائتوا بآبائنا إن كنتم صادقين."(7) خداي سبحان در پاسخ آنها مي‌فرمايد: "قل الله يُحييكم ثمّ يُميتكم ثمّ يجمعكم إلي يوم القيامة لا ريب فيه ولكنّ أكثر النّاس لا يعلمون"(8)؛ نگوييد روزگار و طبيعت ما را از بين مي‌برد؛ زيرا نظام آفرينش محكم و متقن و بر پايه علم و حكمت استوار است. مبدأ اين عالم وجود مقدّس الله است كه به شما حيات مي‌دهد و شما را از اين عالم به سراي ديگر منتقل مي‌كند. در حق بودن آن روز ترديدي وجود ندارد و امري ضروري و حتمي است، ولي منكران معاد از روي جهل آن را انكار مي‌كنند: "و لله ملك السّموات و الأرض و يوم تقوم السّاعة يومئذٍ يخسر المُبطلون"(9)؛ فرمانروايي آسمان و زمين از آنِ خداي سبحان است. او مي‌تواند آنها را به نظام ديگر تبديل و به حساب همگان رسيدگي كند. منكران معاد پيرو خواسته‌هاي نفساني بوده و در واقع پروردگارشان هواست. روزي كه قيامت قيام كند بر آنان كه عمري را به بطالت و بيهودگي گذرانده‌اند معلوم خواهد شد كه خسارت‌زده و سرمايه باخته‌اند. آري در آن روز هر گروهي را به كتاب كردارش فرا مي‌خوانند: "و تري كلّ أمّة جاثية كلّ أمّة تدعي إلي كتابها اليوم تُجزون ما كنتم تعملون"(10)؛ هر فرقه‌اي به سوي كتاب و نامه‌‌ عمل خود خوانده خواهد شد و ندا داده مي‌شود كه امروز همه به پاداش اعمال خود مي‌رسيد. بنابراين، به ياد معاد بودن هم وظيفه فرد است و هم وظيفه جامعه و گروه؛ انسان هم در برابر وظايف فردي مسؤول است و هم در برابر وظايف جمعي، و سعادت او جز با رعايت همه مسؤوليت‌ها به دست نخواهد آمد. پي‌نوشت‌ها: 1- سوره قصص، آيه 77 . 2- همان، آيه‌‌ 81 . 3- همان، آيه‌‌ 83 . 4- سوره‌‌ جاثيه، آيه‌‌ 21. 5- همان، آيه‌‌ 23. 6- همان، آيه‌‌ 24. 7- همان، آيه‌‌ 25. 8- همان، آيه‌‌ 26. 9- همان، آيه‌‌ 27. 10- همان، آيه 28 . منبع: معاد در قرآن، آية‌الله جوادي آملي،‌ بخش يكم، ص 31 .

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.